سازمان استعداد درخشان

سمپادیا

  • شصت و یکمین پاتوق سمپادی‌ها چهارشنبه پنجم خرداد ماه ۱۳۸۹ برگزار خواهد شد. پاتوق یزد در محل همیشگی آن، پذیرایی سنتی برقرار است!

    این پاتوق که اولین پاتوق دور ششم پاتوق ماهیانه سمپادی‌ها است!

  • تفاهم نامه همكاري با شركت پيشگامان

    25 اردیبهشت 1389

    تفاهم نامه همكاري فيمابين انجمن دانش آموختگان استعدادهاي درخشان و شركت پيشگامان در تاريخ 30/1/1388 جهت ارائه خدمات ويژه به دانش آموختگان سمپاد منعقد گرديد. براي كسب اطلاعات بيبشتر روي عنوان همين مطلب كليك نماييد.

  • پاتوق اردی‌بهشت ۸۹، شصتمین پاتوق، پایان پنجمین سال پاتوق‌ها!

    1

    شصتمین پاتوق سمپادی‌ها چهارشنبه اول اردی‌بهشت ماه ۱۳۸۹ برگزار خواهد شد. پاتوق یزد در محل همیشگی آن، پذیرایی سنتی برقرار است!

    این پاتوق که آخرین پاتوق سال پنجم است یک پاتوق ویژه خواهد بود!

  • انعقاد تفاهم نامه با خانه شطرنج فرزي

    تفاهم نامه همكاري فيمابين انجمن دانش آموختگان استعدادهاي درخشان و خانه شطرنج فرزين جهت ارائه خدمات ويژه به دانش آموختگان سمپاد منعقد گرديد. راي كسب اطلاعات بيبشتر روي عنوان همين مطلب كليك نماييد.

  • نمایشگاه دستاوردهای علمی پژوهشی دانش آموزان سمپاد


    جناب آقاي مهندس شكوهي معاون محترم پارك علم و فناوري يزد به همراه مدير عامل انجمن سمپاد و دبير گروه دانش آموزي آقاي مهندس شريفي روز 4 شنبه 25/1/1388 از نمایشگاه دستاوردهای علمی پژوهشی دانش آموزان سمپاد بازديد كردند. اين نمايشگاه با همت و تلاش دانش آموزان دبیرستان پسرانه استعدادهای درخشان یزد، با عنوان «نخستین جلوه گاه اندیشه و دستاوردهای علمی پژوهشی پژوهشگران کویر» در محل پژوهشگاه آیت الله خاتمی نمایندگی استعدادهای درخشان آغاز به کار کرد. دراین نمایشگاه بیش از 40 طرح درزمینه های نانو تکنولوژی ، جراحی رتل ، جراحی کبوتر، اعجاز عددی درقرآن ، مکعب های هوش (...)
  • خلاصه جاسه هیات مدیره مورخ ۱۸ فروردین ۱۳۸۹


    جلسه‌ای با حضور اعضای هیات مدیره در ساعت ۱۸ مورخ ۱۸ فروردین ۱۳۸۹ در محل دفتر انجمن سمپاد در پارک فناوری اقبال تشکیل شد و تصمیماتی به شرح زیر اتخاذ شد: گزارش اولیه عملکرد مالی سال ۸۸ توسط آقای خبیری مدیر عامل محترم انجمن ارائه شد. مقرر شد پایان سال مالی در هر سال پایان فروردین ماه باشد. مقدار حقوق پرداختی به مدیرعامل در سال ۸۸ مشخص و تصویب شد در سه قسط با فاصله یک ماه پرداخت گردد. مقرر شد در جلسه جدا گانه ای بابت امور انجمن در سال ۸۹ و حقوق مدیر عامل در سال ۸۹ تشکیل شود. تاکید شد حتما سفرهای تفریحی اعضای �

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۹/۰۳/۳۰ساعت 8:53  توسط محمدابراهیم شفیعی ثابت  | 

پروفسور محسن هشترودي

    در سال 1286 خورشيدي در شهر تبريز در خانواده‌اي فرهيخته به دنيا آمد. پدرش همچون اكثر آذري‌ها مردي بود، كوشا و با همت كه چهارده سال در نجف اشرف تحصيل كرده بود. خانواده او پس از مدت كوتاهي به تهران نقل مكان كرد. محسن هشترودي تحصيلات ابتدايي خود را در مدارس سيروس و اقدسيه گذراند و از كلاس هشتم به مدرسه دارالفنون رفت.

    پس از دريافت درجه ليسانس به فرانسه رفت و در دانشكده علوم پاريس مشغول به تحصيل در رشته رياضي شد. سپس به دانشگاه سوربن رفت و در آن دانشگاه تحصيلات خود را در دوره دكتري رياضي به پايان رساند. پروفسور هشترودي در سال 1315 خورشيدي در سن 29 سالگي به ايران بازگشت و با سمت دانشياري در دانشكده علوم و دانشسراي عالي مشغول به تدريس شد و پس از 5 سال به درجه استادي رسيد.

زماني كه سفينه يوري گاگارين داشت از مسيرش منحرف مي‌شد، سفينه با محاسبات پروفسور به مسير خود بازگشت. اين دانشمند بزرگ بيش از صد مدال جهاني دارد.

    مقالات و تأليفات پروفسور: نظريه اعداد- دانش و هنر- تمرين‌هاي رياضيات مقدماتي- سايه‌ها- سير انديشه بشر LES CONNEXION SNORMAL AFFINES ET WEYLIENNES و SUR LESS ESPACES DE RIMANN DE WEYL ET DE SCHOUTEN

سرانجام پروفسور هشترودي در روز 13 شهريور سال 1355 خورشيدي چشمان تيزبين و كنجكاو خود را بر اين جهان پر افسون فروبست.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۱/۲۳ساعت 8:5  توسط محمدابراهیم شفیعی ثابت  | 

تنها پيامبر زن

    در كوير انسانيت پاكترين مردان عالم از آسمان فرود مي‌آيند تا روايتگر دلدادگي زمين و آسمان باشند... اجتماع هفتاد و دو ستاره ...! زينب، پيامبر يك حماسه... مي‌رود تا روزگار در منجلاب گمراهي مدفون نشود. زينب پيامبر معادي است كه رخ داده

مسيري طولاني، دشوار، پرحادثه و سرخ به رنگ حقيقت، حقيقي كه از شعله‌هاي سياه چادرها افروخته و از شكاف ميخ‌هاي در پهلو صيقل مي‌گيرد .... و زينب روايتگر يك واقعه است واقعه‌اي به وسعت تاريخ كه جز به شالوده گوشت و خون انساني نمي‌ايستد... چيست حكمت اين جانها نحيف، اين قربانيان حقيقت ازلي، گويي اين دستها براي بريده شدن و اين خونها براي جاري شدن در رگها جريان دارد .... و شوريدگي از شاهرگي انساني فوران مي‌كند...

     زمين بر آسمان فخر مي‌فروشد كه ستارگانش، آسمان را بي اعتبار خواهد كرد. شعله‌اي به آسمان مي‌رود كه از شرق تا غرب عالم را خواهد گرفت ... و چه روزيست .... آدميان خواهند پرسيد، اين چه واقعه‌اي است... عم يتساءلون (1) عن النباالعظيم (2) الذي هم فيه مختلفون (3) كلا سيعلمون (4) ثم كلا سيعلون (5)

زينب مي‌رود تا با كلام علي در رگهاي خاموش انسانيت جريان آگاهي تزريق كند، زينب مي‌رود تا انسانيت نظاره گر مرگ آگاهي در برهوت انديشه نباشد.

    كسي مي‌آيد، كسي كه سرنوشت رسالت محمدي (ص) در گروه كلام اوست. سوره‌اي كه شان نزول آن هفتاد و دو قربانيست....!

    مگر استقامت يك قلب تا كجاست؟ ... خدايا به زينت توان ايستادن عطا كن! اين همه زيبايي و اين شكوه سرخ، قلب زينب را در تپشي عاشقانه بي تاب ساخته. مگر نه اين كه پرستوها را با ماندن كار نيست و در اين كوچ عاشقانه، زينب مي‌ماند تا اين عروج را در روايتي رندانه به تصوير بكشد و سوره عاشورا بي تفسير نماند...

اينك اين زينب توست .... و اوست امتداد عصمت ....!

    امتداد فاطمه از نيم قرن مجاهدت! از نيم قرن فراق! نيم قرن مشقت و از نيم قرن جهلي كه مردمان در توحش آن سلاخي شده‌اند. گويي محمد است كه از حرا مي‌آيد. تا بخواند «باي ذنب قتلت» كه بر جاهليت انسان پاياني نيست. گويي مردمان اين سرزمين با فريب خود گرفته‌اند و چه آسوده بر جهل خويش روزگار مي‌‌گذرانند، زينب مي‌آيد تا اين فريفتگان خاك را در هيجان آگاهي ملتهب كند....

    گويي علي است كه با كلام خويش قبلهاي خفته را در ضرباني الهي زنده مي‌كند و گويي فاطمه است كه دستان علي را در غدير خون بلند مي‌كند! و بر مصيبت عالميان مرثيه مي‌خواند...! دستان علي را بنگر! همچنان در بند .... گويي هرگز باز نخواهند شد .... نيم قرن گذشت.... اما...

    مدعيان خلافت، امروز به كمتر از سلطنت قانع نيستند و اكنون به سكوت علي، كه به مرگ علي راضيند. علي را بر زمين نشاندند،‌ اما فاطمه مي‌ايستد..... عرصه‌اي كه حمايت از امام بر امام ارجح است، مگر نه اينكه جبرئيل بر فاطمه فرود آمد نه بر علي .... كه علي امام بود، اما .... فاطمه پيامبر اين رسالت ....

و اكنون فاطمه پيامبر رسالتي ديگر است، حادثه تكرار مي‌شود و تنها اعداد تاريخ تغيير يافته. ديروز پيشاني بر مهر مي‌كشيدند و اكنون چشم با شراب سرخ مي‌كنند... پرده‌هاي تظاهر دريده شده و فاطمه بعد از پنجاه سال بر مي‌خيزد تا رسالت خويش به پايان رساند.

    و آيا اين كافي نيست؟‌ از غدير تا عاشورا اسلام وارانه شد و چه دراز است از عاشورا تا جاهليت مدرن!.... جهان تشنه عاشورايي ديگر است و كه مي‌داند كه اين بار روايتگر عاشورا كه خواهد بود؟ اما يك چيز مسلم است، اگر عاشورايي باشد... فاطمه روايتگر حماسه است...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۱/۲۳ساعت 8:4  توسط محمدابراهیم شفیعی ثابت  | 

آيت الله گلپايگاني

 

 

سال شمار زندگي آيت الله گلپايگاني

1275: تولد در روستاي گوگد از توابع شهرستان گلپايگان.

1278: محروم شدن از مهر مادري.

1284: مرگ پدر.

1285: پياده رفتن به گلپايگان براي تحصيل.

1295: مهاجرت يه شهرستان اراك براي استفاده از درس آيت ا... شيخ عبدالكريم حائري.

1298: آشنايي با اما خميني در اراك.

1299: سفر به قم بنا به دعوت استادش، شيخ عبد الكريم حائري.

1300: گرفتن مجوز اجتهاد از استادش و تدريس خارج فقه و اصول.

1315: ارتحال استاد و اندوه شاگرد.

1329: اولين سفر به حج كه پياده و از راه كويت با عده‌اي از علما انجام شد.

1340: اعتراض به كارهاي خلافِ اسلام شاه.

1342: حملۀ كماندوهاي رژيم شاه به مجلس سخنرانيي كه به دعوت ايشان در سالروز شهادت امام صادق (ع) در مدرسۀ فيضيه برگزار شد.

1342: تأسيس يك بيمارستان مجهز براي روحانيان و محرومان.

1342: اعتراض به بازداشت امام در زماني كه ايشان در تبعيد بود.

1343: نامه به حضرت امام در زماني كه ايشان در تبعيد بود.

1344: سفر به مكه با هواپيما در زمان مرجعيت.

1350: تأسيس مدرسه علميه به سبك جديد براي طلاب جوان.

1352: تأسيس دارالقرآن الكريم.

1355: تأسيس مجمع اسلامي- جهاني لندن.

1375: حمله مزدوران شاه به خانۀ ايشان.

1366: سفربه لندن براي معالجه.

1372: ارتحال و پايان زندگي سرشار از تلاش و مبارزه.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱۹ساعت 15:45  توسط محمدابراهیم شفیعی ثابت  | 

 

خويشاوندي

( 1

دو مرد نسبت به هم، دايي وخواهر زاده اند. يعني اولي دايي دومي و خواهر زاده اوست، دومي نيز دائي اولي و خواهرزاده وي مي باشد. چطور چنين چيزي ممكن است؟

·       پاسخ:

پپپاسخ چيستان و معما :

هر چند كه اين نوع خويشاوندي به ندرت اتفاق مي افتد، ولي غير ممكن نيست. دو مرد را در نظر مي گيريم كه زنشان فوت كرده وهر كدام يك دختر دارند. اولي دختر دومي را به عقد خود در مي آورد و دومي نيز دختر اولي را به زني مي گيرد و آن دو پدر زن يكديگر و در عين حال داماد هم محسوب مي شوند. هر كدام از آنها صاحب پسري مي شوند. اگر كمي فكر كنيم، متوجه خواهيم شد كه هر يك از اين دو پسر نسبت به ديگري هم دايي محسوب مي شوند و هم خواهر زاده

 

 


 

جهانگردي

( 2

جهانگردي توسط قبيله اي وحشي دستگير شد. اما به او اجازه داده شد تا جمله اي بگويد.ولي بدين شرط كه اگر جمله او صحت داشته باشد او را در روغن جوشان بسوزانند و اگر غلط باشد، با تيرزهرآگين مورد هدف قرار دهند. جهانگرد هوشيار با كمي فكر پاسخ داد كه موجب نجات او از مرگ شد. به نظر شما پاسخ او چه بود؟

 

·       پاسخ:

پاسخ داد: «با تير زهرآگين مورد هدف قرار مي گيرم» و بدين ترتيب از مرگ رهايي يافت

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱۹ساعت 15:28  توسط محمدابراهیم شفیعی ثابت  | 

شرح حال پروين اعتصامي

    پروين اعتصامي در 25 اسفند ماه 1285 شمسي در تبريز از مادري آذربايجاني و پدري در اصل آشتياني به دنيا آمد. به سال 1291 پدرش اعتصام الملك از تبريز به تهران آمد. پدر پروين يكي از نويسندگان و دانشمندان بزرگ عصر خويش بود و مادر پروين از خاندان فتوحي تبريزي است خانمي مدبر، صبور، خانه‌دار و عفيف بود. پروين تحصيلات ابتدايي را در يكي از مدارس تهران به پايان رسانيد و دستور زبان فارسي و قواعد ادب عرب را نزد پدر آموخت.

    از سن شش سالگي در محافل ادبي پدرش كه با حضور دانشمنداني چون سيد نصرالله تقوي و ملك‌الشعراء بهار و محمد هاشم ميرزا افسر و بسياري از ادباي ديگر تشكيل مي‌يافت شركت مي‌كرد.

    استعداد شگرف شاعرانه‌اش از همان دوران كودكي خودنمايي مي‌كردبطوري كه در سن هشت سالگي شعري به سبك انوري سرود. تحصيلات متوسطه‌اش را در مدرسه دخترانه آمريكايي تهران به پايان رسانيد. زبان و ادبيات انگليسي را دقيق و عميق ياد گرفته و دو سال در مدرسه‌اي كه درس مي‌خواند، ادبيات فارسي و انگليسي را تدريس مي‌كرد.

    پروين همچنان كار ادبي خود را دنبال كرد و ديوان شعرش را كه پدر تا آن تاريخ اجازه طبع و نشر نداده بود (چون معتقد بود اگر قبل ازدواج ديوان شعر دخترش چاپ شود مردم كوته نظر آن را تبليغات براي شوهريابي خواهند گذاشت.) در سال 1314 به چاپ رسانيد.

    پروين در همه جا دل و جان با دردمندان دارد، غصه‌هاي آماس كرده مردمش را از زبان نخ و سوزن، توانا و ناتوان، عدس و ماش، سير و پياز، اميد و نوميدي، و هزاران مسئله ديگر به طرزي قابل لمس نقاشي مي‌كرد. استعداد هنري پروين بي‌اندازه حاصلخيز است. تصوراتش بالهاي بلند پروازي دارد. با رواني و سهولتي سحرانگيز در زبان شعري حرف مي‌زند. پروين شاعري هنرمند است، شاعري است كه تنها به انجام قواعد مقرر و دستور عروض و حفظ موازين در شعر قناعت نكرده است! وظيفه يك شاعر را به عنوان معمار روح و فكر انجام داده است. از گويندگاني است كه مصالح كارش را از كارگاه انديشه وسيع و دوربين خود و از پديده‌هاي موجود در جامعه خويش به دست آورده است. هيچگاه شناسايي بر محيط و اجتماع را گم نكرده است از مواد و عناصري كه از مردم زمان خود ستانده بنايي عظيم ساخته و به آنها بازگردانده است. پروين به تمام رموز و فنون و ريزه كاريهاي فاخر شاعري واقف است. در گنج هنر و پندار پروين سيم و زر، حرير و كرباس، چشم و مژگان، دام و دانه، مهر و آشتي نقش‌هاي روشن و برجسته‌اي دارند و همه اين عناصر و ابزار با هم يار و غارند و همه زبان هم را مي‌فهمند و همه در جاي خود جاي گرفته‌اند به طوري كه هيچگاه رفعتي به الماس و ذلتي به كرباس داده نشده است.

 

مرگ پروين

    پروين در شانزدهم فروردين ماه سال 1320 در سن 34 سالگي به مرض حصبه درگذشت و آرامگاه او در قم زيارتگاه عاشقان ادب پارسي است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۰۸ساعت 10:31  توسط محمدابراهیم شفیعی ثابت  | 

حقايقي شگفت‌انگيز و جالب درباره خواب

آيا تابحال خواب خود را فراموش کرده‌ايد؟ آيا دچار بختک شده‌ايد؟ خوابهاي رنگي چطور؟ آيا تا به حال ديده‌ايد؟

۱ – خواب ديدن افراد نابينا

کساني که بعد از تولد نابينا مي‌شوند مي‌توانند تصاوير را در خواب ببينند. افرادي که نابينا به دنيا مي‌آيند نمي‌توانند در خواب تصاوير را ببينند، اما نابينايان خوابهايي به شفافي افراد بينا دارند، که البته شامل حواس پنج گانه ديگر مثل شنوايي، چشايي، بويايي، لامسه و حتي عواطف حسي است. تصور کردن اين امر براي انسانهاي بينا مشکل است اما احتياج بدن به خوابيدن به قدري زياد است که مي‌تواند به طور مجازي تمامي موقعيت‌هاي فيزيکي را تا مرحله به وقوع پيوستن آن به کار گيرد.


۲ – ۹۰ درصد خوابها فراموش مي‌شوند

نيمي از روياها در همان ۵ دقيقه اول پس از برخاستن از خواب و ۹۰ درصد آنها پس از ۱۰ دقيقه فراموش مي‌شوند. يک روز صبح، شاعري معروف به نام ساموئل تيلور کلريج با يک روياي خيلي عجيب و غريب (بر اثر استعمال مواد مخدر) بيدار شد. کاغذ و قلم را برداشت تا هرچه در خواب ديده بود را يادداشت کند. اين اثر «کوبلا خان» تبديل به يکي از اشعار معروف انگليسي شد. شعر او در بيت پنجاه و چهارم به وسيله فردي از شهر پارلاک قطع شد. کلريج قصد داشت شعرش را ادامه دهد ولي نتوانست بقيه خوابش را به ياد بياورد، اين اثر هيچ وقت کامل نشد.

در شهر زانادا ، به فرمان کوبلا خان
منزلگاهي باشکوه و مجلل ساخته شد
جايي که رودخانه مقدس آلف
در ميان مغاکهاي بي حد و مرز
از انسان تا درياهاي بي افق
جريان داشت.

يک مورد عجيب و غريب ديگر داستاني برخاسته از خواب به نام «دکتر جکيل و آقاي هايد ويلست» اثر رودبرت لوييس استيونسون بود. داستان ماري شلي فرانکشتاين نيز زاييده خيالي يک روياست.


۳ – همه مردم خواب مي‌بينند

تمامي افراد (به جز مواردي از بيماري‌هاي شديد رواني) خواب مي‌بينند. اما زنها و مردها روياها و عکس العمل‌هاي متفاوتي نسبت به يکديگر دارند. مردها تمايل دارند درباره ساير همجنسان خود خواب ببينند در حالي که زنان در خوابهايشان به طور مساوي ديگر زنان و مردان را مي‌بينند.


۴ – خواب ديدن از بروز جنون جلوگيري مي‌کند

در آزمايش جديدي که درباره خواب بر روي تعدادي دانشجو انجام گرفت، مشاهده شد دانشجوياني را که در لحظه شروع خواب ديدن بيدار کردند (بعد از بيدار کردن به آنها اجازه داده شد که ۸ ساعت ديگر بخوابند) همگي داراي عدم تمرکز حواس، زودرنجي و کج خلقي، توهم و حتي بعد از ۳ روزنشانگر علائمي از جنون بودند. در نهايت وقتي به آنها اجازه داده شد که چرتي بزنند، ذهن آنها زمان از دست رفته را ترميم کرد و سطح کارايي خواب آنها را افزايش داد.


۵ – فقط شناخته شده‌ها به خواب ما مي‌آيند

رويا‌ها مکرراً از نقش بازي کردن افراد غريبه پر مي‌شود. ذهن ما چهره افراد غريبه را در عالم رويا نمي‌سازد، بلکه آن چهره‌هاي افراد حقيقي هستند که ما در طول زندگي ديده ايم ولي آنها را به خاطر نمي‌آوريم يا نمي‌شناسيم. براي مثال شيطان خون آشامي که در آخرين خوابتان ديده‌ايد ممکن است شخصي بوده باشد که وقتي بچه بوديد شما را کتک زده و يا با پدر شما بحث و مشاجره کرده است! همه ما در طول زندگي چهره صدها هزار نفر را ديده‌ايم، بنابرين ذهن ما منبع بي‌پايان شخصيت‌هايي است که هنگام خواب ديده مي‌شوند.


۶ – همه افراد خوابهاي رنگي نمي‌بينند

12 درصد افراد بينا فقط خوابهاي سياه وسفيد و بقيه افراد تمامي رنگها را در خوابهايشان مي‌بينند. مردم موضوعات مشترکي را در روياهايشان مي‌بينند. مثل موقعيت‌هاي مربوط به مدرسه، تعقيب شدن، درجا دويدن، سقوط کردن، دير رسيدن، ديدن مرگ کسي که زنده است، پرواز کردن، مردود شدن در امتحان و يا تصادف با اتومبيل. علت اينکه چرا به افرادي که خوابهاي مربوط به درگيري و ناآرامي و مرگ را رنگي مي‌بينند، فشارها و ضربه‌هاي رواني بيشتري وارد مي‌شود، هنوز ناشناخته است.


۷ – خوابها آنچه که مي‌بينيم نيستند

اگر شما درباره چيز خاصي خواب مي‌بينيد، الزاماً هميشه آن چيزي نيست که در تصوير مي‌بينيد. خوابها با زباني بسيار سمبليک با آدمي سخن مي‌گويند. ذهن نيمه هوشيار شما مي‌کوشد تا روياهايتان را با اشياء مشابه آن مقايسه و تلفيق کند.
مثل سرودن يک شعر و استفاده از آرايه تشبيه: مورچه‌ها مثل ماشيني که هيچ وقفه‌اي ندارد کار مي‌کردند.

ولي شما هيچ وقت چيزي را با خودش مقايسه نمي‌کنيد. به طور مثال هرگز نمي‌گوييم: آن غروب زيبا مثل غروبي زيبا بود. بنابرين ذهن شما ممکن است از هرسمبلي براي هر شيء استفاده کند ولي کمتر اتفاق افتاده که خود شيء سمبل خودش باشد.


۸ – ترک کنندگان دخانيات روياهاي واضحتري مي‌بينند

کساني که براي مدت طولاني سيگار مي‌کشيدند و اکنون آن را ترک کرده‌اند، روياهاي شفاف‌تر و پاکتري نسبت به گذشته مي‌بينند. طبق تحقيقات مجله روانشناسي ناهنجاري: در ميان ۲۹۳ ترک کننده که ۱ تا ۴ هفته از دوره ترک آنها گذشته، ۳۳ درصد آنها حداقل ۱ بار خوابهايي مربوط به استعمال دخانيات را ديده‌اند. در بيشتر اين خوابها، اين افراد خودشان را در حال مصرف مي‌ديدند و احساسات بسيار شديد منفي مثل، وحشت و اضطراب و گناه به آنها دست مي‌داد.همچنين ۹۷ درصد ترک کنندگان تنباکو در مدت استعمال اين خوابها را نمي‌ديده‌اند و عمدتاً فقط در دوران ترک مواد اين خوابها ديده مي‌شده است.اين خوابها شفاف‌تر از خوابهاي معمول بوده و مهمترين علامت مشترک ترک تنباکو گزارش شده است.


۹ – محرکات بيروني به روياها حمله مي‌کنند

خيلي از ما فرايندي به نام تداخل خواب را تجربه کرده ايم. مثلاً هنگامي که صدايي را بيرون از عالم خواب شنيده‌ايم، به نحوي با خواب ما تداخل پيدا کرده است. مثالي مشابه اين است که وقتي شما به صورت فيزيکي و در واقعيت تشنه هستيد، ذهن شما اين احساس را با خوابتان تلفيق مي‌کند. سپس به صورت مداوم پارچ‌هاي بزرگ آب را مي‌نوشيد و خود را سيراب مي‌کنيد، دقايقي بعد دوباره تشنه مي‌شويد و آب مي‌نوشيد، تشنه مي‌شويد … آب مي‌نوشيد … و اين چرخه تا وقتي بيدار مي‌شويد تکرار مي‌شود تا اينکه در عالم واقعيت آب بنوشيد.


۱۰ – طي خواب بدن فلج مي‌شود

مي خواهيد باور کنيد يا نه، بدن شما در حقيقت هنگام خواب فلج مي‌شود. به نظر مي‌رسد اين اتفاق از حرکت ناخواسته بدن و به نمايش گذاشتن روياها جلوگيري مي‌کند. بر اساس مقاله خواب در ويکي پديا : غدد شروع به ترشح کردن هورموني مي‌کنند که به القاي خواب کمک مي‌کند، نورونها سيگنالهايي را به نخاع مي‌فرستند که که باعث آرامش بدن مي‌شود و کمي بعد بدن بي حس و فلج مي‌شود.

بيشتر بدانيد:
- وقتي خروپف مي‌کنيد، نمي‌توانيد خواب ببينيد.
- کودکان نوپا تا وقتي به سن ۳ سالگي برسند درباره خودشان خواب نمي‌بينند. آنها عموماً در همان سن تا ۷ يا ۸ سالگي شان کابوسهاي بيشتري نسبت به بزرگسالان مي‌بينند.
- اگر شما را به طور ناگهاني از خوابي کوتاه بيدار کنند، روياهاي واضح‌تري را نسبت به وقتي که تمام شب را خوابيده ايد به ياد مي‌آوريد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۱۱/۰۶ساعت 10:48  توسط محمدابراهیم شفیعی ثابت  | 

 

1-   اولین فیلم جهان چه نام داشت؟

در صنعت فیلم مخترعین بسیاری شرکت داشتند و به همین دلیل مشکل بتوان گفت که اولین آنها چه کسی بوده است. البته ناگفته نماند اولین فیلمی که به شکل امروزی بر روی پرده سینما به تماشا گذاشته شد، فیلمی از اگوست و لویی لومیر بود.این دو برادر فرانسوی فیلمی از کارگران هنگام خروج آنان از کارخانه ساختند. این فیلم در سال 1895 به نمایش  عمومی درآمد. فیلم دیگر لومیر از قطاری بود که وارد ایستگاه می شد. هنگام تماشای این فیلم مردم فکر می کردند که ترن واقعی است و با ترس از مقابل پرده سینما فرار کردند.

2-   اولین ساندویچ را چه کسی خورد؟

نام ساندویچ از نام اول ساندویج گرفته شده است. او اولین کسی است که این روش را برای خوردن در دهه 1700 اختراع کرد. او انقدر سرگرم کار بود که فرصت نداشت غذا را به طور کامل صرف کند.

 

3-   اولین آدامس در چه سالی به بازار آمد؟

اولین آدامس در سال 1848 وارد بازار شد. تولید کننده این آدامس شخصی به نام جان کورتیس بود که با استفاده از روش قدیمی سرخپوستان موفق به تهیه آدامس شد. سرخپوستان تنه درختان مخصوصی از خانواده صنوبر را تراش می دادند و از شیره آن ماده ای جویدنی به دست می آوردند که بعدها به آدامس معروف شد.

 

4-   چرا خندیدن آسانتر از گریه کردن است؟

طبق بررسی دانشمندان خندیدن آسانتر از گریه گردن است. زیرا برای خنده فقط باید 19 عضله صورت را به کار انداخت، در حالی که هنگام گریه 57 عضله صورت به کار می افتد.

 

5- سکسکه چیست؟

سکسکه معمولاً به دلیل اینکه غذا کاملاً هضم نشده است به وجود می آید. سوء هاضمه ممکن است دیافراگم را تحریک کند. دیافراگم یک پرده ماهیچه ای بزرگ است. انقباض های دیافراگ انسان را به یک تنفس ناگهانی شدید وا می دارد که باعث سکسکه می شود.

 

6-   عطسه چیست؟

اگر چیزی مانند گرد و خاک یا گرده گل مجرای بینی را تحریک کند، شما عطسه می کنید. با عطسه کردن دهانه نای باز می ماند  و زبان برای بستن دهان بالا می آید، به طوری که هوا و مخاط از بینی بیرون می آیند و به تمیز کردن مجرای بینی کمک می کنند. در واقع عطسه بیرون راندن هوا از بینی و دهان است.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۰۷ساعت 15:12  توسط محمدابراهیم شفیعی ثابت  | 

حقايقي شگفت‌انگيز و جالب درباره خواب

آيا تابحال خواب خود را فراموش کرده‌ايد؟ آيا دچار بختک شده‌ايد؟ خوابهاي رنگي چطور؟ آيا تا به حال ديده‌ايد؟

۱ – خواب ديدن افراد نابينا

کساني که بعد از تولد نابينا مي‌شوند مي‌توانند تصاوير را در خواب ببينند. افرادي که نابينا به دنيا مي‌آيند نمي‌توانند در خواب تصاوير را ببينند، اما نابينايان خوابهايي به شفافي افراد بينا دارند، که البته شامل حواس پنج گانه ديگر مثل شنوايي، چشايي، بويايي، لامسه و حتي عواطف حسي است. تصور کردن اين امر براي انسانهاي بينا مشکل است اما احتياج بدن به خوابيدن به قدري زياد است که مي‌تواند به طور مجازي تمامي موقعيت‌هاي فيزيکي را تا مرحله به وقوع پيوستن آن به کار گيرد.


۲ – ۹۰ درصد خوابها فراموش مي‌شوند

نيمي از روياها در همان ۵ دقيقه اول پس از برخاستن از خواب و ۹۰ درصد آنها پس از ۱۰ دقيقه فراموش مي‌شوند. يک روز صبح، شاعري معروف به نام ساموئل تيلور کلريج با يک روياي خيلي عجيب و غريب (بر اثر استعمال مواد مخدر) بيدار شد. کاغذ و قلم را برداشت تا هرچه در خواب ديده بود را يادداشت کند. اين اثر «کوبلا خان» تبديل به يکي از اشعار معروف انگليسي شد. شعر او در بيت پنجاه و چهارم به وسيله فردي از شهر پارلاک قطع شد. کلريج قصد داشت شعرش را ادامه دهد ولي نتوانست بقيه خوابش را به ياد بياورد، اين اثر هيچ وقت کامل نشد.

در شهر زانادا ، به فرمان کوبلا خان
منزلگاهي باشکوه و مجلل ساخته شد
جايي که رودخانه مقدس آلف
در ميان مغاکهاي بي حد و مرز
از انسان تا درياهاي بي افق
جريان داشت.

يک مورد عجيب و غريب ديگر داستاني برخاسته از خواب به نام «دکتر جکيل و آقاي هايد ويلست» اثر رودبرت لوييس استيونسون بود. داستان ماري شلي فرانکشتاين نيز زاييده خيالي يک روياست.


۳ – همه مردم خواب مي‌بينند

تمامي افراد (به جز مواردي از بيماري‌هاي شديد رواني) خواب مي‌بينند. اما زنها و مردها روياها و عکس العمل‌هاي متفاوتي نسبت به يکديگر دارند. مردها تمايل دارند درباره ساير همجنسان خود خواب ببينند در حالي که زنان در خوابهايشان به طور مساوي ديگر زنان و مردان را مي‌بينند.


۴ – خواب ديدن از بروز جنون جلوگيري مي‌کند

در آزمايش جديدي که درباره خواب بر روي تعدادي دانشجو انجام گرفت، مشاهده شد دانشجوياني را که در لحظه شروع خواب ديدن بيدار کردند (بعد از بيدار کردن به آنها اجازه داده شد که ۸ ساعت ديگر بخوابند) همگي داراي عدم تمرکز حواس، زودرنجي و کج خلقي، توهم و حتي بعد از ۳ روزنشانگر علائمي از جنون بودند. در نهايت وقتي به آنها اجازه داده شد که چرتي بزنند، ذهن آنها زمان از دست رفته را ترميم کرد و سطح کارايي خواب آنها را افزايش داد.


۵ – فقط شناخته شده‌ها به خواب ما مي‌آيند

رويا‌ها مکرراً از نقش بازي کردن افراد غريبه پر مي‌شود. ذهن ما چهره افراد غريبه را در عالم رويا نمي‌سازد، بلکه آن چهره‌هاي افراد حقيقي هستند که ما در طول زندگي ديده ايم ولي آنها را به خاطر نمي‌آوريم يا نمي‌شناسيم. براي مثال شيطان خون آشامي که در آخرين خوابتان ديده‌ايد ممکن است شخصي بوده باشد که وقتي بچه بوديد شما را کتک زده و يا با پدر شما بحث و مشاجره کرده است! همه ما در طول زندگي چهره صدها هزار نفر را ديده‌ايم، بنابرين ذهن ما منبع بي‌پايان شخصيت‌هايي است که هنگام خواب ديده مي‌شوند.


۶ – همه افراد خوابهاي رنگي نمي‌بينند

12 درصد افراد بينا فقط خوابهاي سياه وسفيد و بقيه افراد تمامي رنگها را در خوابهايشان مي‌بينند. مردم موضوعات مشترکي را در روياهايشان مي‌بينند. مثل موقعيت‌هاي مربوط به مدرسه، تعقيب شدن، درجا دويدن، سقوط کردن، دير رسيدن، ديدن مرگ کسي که زنده است، پرواز کردن، مردود شدن در امتحان و يا تصادف با اتومبيل. علت اينکه چرا به افرادي که خوابهاي مربوط به درگيري و ناآرامي و مرگ را رنگي مي‌بينند، فشارها و ضربه‌هاي رواني بيشتري وارد مي‌شود، هنوز ناشناخته است.


۷ – خوابها آنچه که مي‌بينيم نيستند

اگر شما درباره چيز خاصي خواب مي‌بينيد، الزاماً هميشه آن چيزي نيست که در تصوير مي‌بينيد. خوابها با زباني بسيار سمبليک با آدمي سخن مي‌گويند. ذهن نيمه هوشيار شما مي‌کوشد تا روياهايتان را با اشياء مشابه آن مقايسه و تلفيق کند.
مثل سرودن يک شعر و استفاده از آرايه تشبيه: مورچه‌ها مثل ماشيني که هيچ وقفه‌اي ندارد کار مي‌کردند.

ولي شما هيچ وقت چيزي را با خودش مقايسه نمي‌کنيد. به طور مثال هرگز نمي‌گوييم: آن غروب زيبا مثل غروبي زيبا بود. بنابرين ذهن شما ممکن است از هرسمبلي براي هر شيء استفاده کند ولي کمتر اتفاق افتاده که خود شيء سمبل خودش باشد.


۸ – ترک کنندگان دخانيات روياهاي واضحتري مي‌بينند

کساني که براي مدت طولاني سيگار مي‌کشيدند و اکنون آن را ترک کرده‌اند، روياهاي شفاف‌تر و پاکتري نسبت به گذشته مي‌بينند. طبق تحقيقات مجله روانشناسي ناهنجاري: در ميان ۲۹۳ ترک کننده که ۱ تا ۴ هفته از دوره ترک آنها گذشته، ۳۳ درصد آنها حداقل ۱ بار خوابهايي مربوط به استعمال دخانيات را ديده‌اند. در بيشتر اين خوابها، اين افراد خودشان را در حال مصرف مي‌ديدند و احساسات بسيار شديد منفي مثل، وحشت و اضطراب و گناه به آنها دست مي‌داد.همچنين ۹۷ درصد ترک کنندگان تنباکو در مدت استعمال اين خوابها را نمي‌ديده‌اند و عمدتاً فقط در دوران ترک مواد اين خوابها ديده مي‌شده است.اين خوابها شفاف‌تر از خوابهاي معمول بوده و مهمترين علامت مشترک ترک تنباکو گزارش شده است.


۹ – محرکات بيروني به روياها حمله مي‌کنند

خيلي از ما فرايندي به نام تداخل خواب را تجربه کرده ايم. مثلاً هنگامي که صدايي را بيرون از عالم خواب شنيده‌ايم، به نحوي با خواب ما تداخل پيدا کرده است. مثالي مشابه اين است که وقتي شما به صورت فيزيکي و در واقعيت تشنه هستيد، ذهن شما اين احساس را با خوابتان تلفيق مي‌کند. سپس به صورت مداوم پارچ‌هاي بزرگ آب را مي‌نوشيد و خود را سيراب مي‌کنيد، دقايقي بعد دوباره تشنه مي‌شويد و آب مي‌نوشيد، تشنه مي‌شويد … آب مي‌نوشيد … و اين چرخه تا وقتي بيدار مي‌شويد تکرار مي‌شود تا اينکه در عالم واقعيت آب بنوشيد.


۱۰ – طي خواب بدن فلج مي‌شود

مي خواهيد باور کنيد يا نه، بدن شما در حقيقت هنگام خواب فلج مي‌شود. به نظر مي‌رسد اين اتفاق از حرکت ناخواسته بدن و به نمايش گذاشتن روياها جلوگيري مي‌کند. بر اساس مقاله خواب در ويکي پديا : غدد شروع به ترشح کردن هورموني مي‌کنند که به القاي خواب کمک مي‌کند، نورونها سيگنالهايي را به نخاع مي‌فرستند که که باعث آرامش بدن مي‌شود و کمي بعد بدن بي حس و فلج مي‌شود.

بيشتر بدانيد:
- وقتي خروپف مي‌کنيد، نمي‌توانيد خواب ببينيد.
- کودکان نوپا تا وقتي به سن ۳ سالگي برسند درباره خودشان خواب نمي‌بينند. آنها عموماً در همان سن تا ۷ يا ۸ سالگي شان کابوسهاي بيشتري نسبت به بزرگسالان مي‌بينند.
- اگر شما را به طور ناگهاني از خوابي کوتاه بيدار کنند، روياهاي واضح‌تري را نسبت به وقتي که تمام شب را خوابيده ايد به ياد مي‌آوريد.

منبع: از وبلاگستان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۰۷ساعت 15:7  توسط محمدابراهیم شفیعی ثابت  | 

مغز انسان و ادراک بعد چهارم

بررسی چگونگی ادراک ما از بعد چهارم،‌ امکان افزایش زمان را برای انجام کارهای بیشتر مطرح می‌کند. در زندگی امروز چه کسی از داشتن زمان بیشتر بدش می‌آید؟

به گزارش خبر آنلاين، مرد درون قلابی که به کابلی بالای یک ساختمان هشت طبقه آویزان است، طوری قرار گرفته که پشتش به زمین است و تنها می‌تواند چهره فردی را ببیند که جرثقیل را کنترل می‌کند، این جرثقیل قرار است او را به بالای ساختمان برساند، اما ناگهان کابل رها می‌شود و مرد به سمت بتون‌های پایین ساختمان سقوط می‌کند.

وحشت وجودش را می‌گیرد، ‌اما قرار بوده که با ترسش از مرگ مبارزه کند، ‌به مچ‌بندش خیره می‌شود و درون تور نجات می‌افتد. گروهی از دانشمندان طی هفته‌های بعد تاثیر این اتفاق را بررسی خواهند کرد.

وقتی به اتفاق‌های ترسناک زندگی‌مان فکر می‌کنیم،‌ به نظر می‌رسد که خیلی کند بوده‌اند. دیوید ایگلمن از دانشکده پزشکی بیلور در تگزاس که رهبری گروه عصب‌شناسانی ترتیب‌دهنده این آزمایش‌ها را برعهده دارد، می‌خواهد بداند که در این شرایط، آیا واقعا ساعت مغز سرعت می‌گیرد یا این که این حرکت‌های کند محصول حافظه ماست. تجربه ما از زمان یکی از معماهایی است که ما تازگی به دنبال آن کشف آن رفته‌ایم.

به گزارش نیوساینتیست، این دانشمندان می‌خواهند با فهم مکانیسم ساعت مغز، راه‌هایی برای بازتنظیم ثانیه‌شمار آن پیدا کنند. شاید این کار سرعت ذهنی و زمان واکنش ما را ارتقا دهد. همچنین چون زمان نقش مهمی در ادراک ما از رابطه علیت دارد،‌ یک ساعت درونی نادرست می‌تواند توهمات افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا را توضیح دهد.

اما اول باید فهمید که درک ما از جهان پیوسته است یا این که مجموعه‌ای از تصاویر گسسته است که مانند فریم‌های یک فیلم به دنبال هم می‌آیند. بدین ترتیب می‌توان فهمید که یک مغز سالم، چه طور رویدادهای بی‌شماری را که به حواسش می‌رسند، به دنبال هم قرار می‌دهد و چگونه تغییری در این روند،‌ می‌تواند ادراک ما از زمان را عوض کند.

مرور گذشته

یکی از اولین شواهدی که نظریه ادراک جهان به صورت فریم‌های مجزا را مطرح می‌کند،‌ خطای دیداری چرخ است. اگر هنگامی که چرخ رو به جلو می‌چرخد به آن نگاه کنیم،‌ در حال حرکت کند و یا حتی حرکت به سمت عقب به نظر می‌آید. این خطا اولین بار با برگرداندن فیلم‌های قدیمی مورد توجه قرار گرفت که اگر با سرعت مناسب برگردانده می‌شد،‌ به نظر می‌رسید که هر پره چرخ در فریم‌های متوالی قدری عقب‌تر از دیگری است؛ در حالی که در حقیقت به سمت جلو می‌رفت.

ون‌رولر، عصب‌شناس فرانسوی در سال 2006/ 1385 با تکرار این آزمایش پی برد که تمامی شرکت‌کنندگان،‌ وقتی چرخ در سرعت‌های خاصی بچرخد،‌ جهت چرخش را نادرست تشخیص می‌دهند. به نظر وی، پیوستگی ادراک تنها یک توهم است. این آزمایش حتی یک عدد هم برای فریم‌های دیداری ما تعیین کرده: حدود 13 فریم در ثانیه. بررسی‌های وی از مغز شرکت‌کنندگان با الکتروانسفالوگرام، ریتم خاصی با فرکانس مناسب در لوب تحتانی آهیانه راست نشان می‌دهد که مسئول ادراک دیداری ما از مکان است. وی برای آزمودن این نظریه از شبیه‌سازی مغناطیسی درون جمجمه‌ای برای دست‌کاری فعالیت‌های قسمت‌های خاصی از مغز و در نتیجه امواج معمول لوب آهیانه افراد استفاده کرد و با بازداری نمونه‌برداری دوره‌ای فریم‌های دیداری، خطای دید چرخ را 30 درصد کاهش داد.

با این حال، ‌هنوز هم تا اثبات نظریه ادراک گسسته خیلی مانده است. وقتی به افراد یک جفت الگو با قدری انطباق را به طور همزمان نشان دهیم، آن‌ها اغلب یکی را مستقل از دیگری به صورت معکوس می‌بینند،‌ یعنی به قول ایگلمن، اگر این تئوری درست بود، همه چیزهای همزمان معکوس می‌شدند. با این حال ون‌رولن معتقد است که مغز موضوعات مختلف را،‌ حتی اگر بر هم منطبق شوند،‌ جداگانه پردازش می‌کند و فریم‌های دو الگوی در حال حرکت در طیف‌های خاصی می‌توانند به طور مستقل از هم، تولید خطای دیداری نمایند.

یعنی مغز یک حلقه فیلم ندارد،‌ بلکه حلقه‌های زیادی هستند که موضوعات مختلف را ثبت می‌کنند،‌ یعنی نه تنها حرکت،‌ بلکه صدا و شناسایی اشیا و مانند آن هم به همین نحو پردازش می‌شوند. در این راستا ون‌رولن عملکرد عصبی دیگری به نام آشکارسازی درخشندگی نزدیک به آستانه را مورد آزمایش قرار داد. وی افراد را در برابر نورهایی قرار می‌داد که به سختی دیده می‌شدند، ‌دیده شدن آن‌ها بستگی به فاز موج دیگری در جلوی مغز داشت که در هر ثانیه 7 بار بالا و پایین می‌رفت. وقتی موج پایین بود،‌ احتمال دیده شدن نور بالا می‌رفت و زمانی که بالا بود نور دیده نمی‌شد. یعنی ادراک ما دوره‌های روشن و خاموشی دارد و توجه ما از میان این فریم‌ها اطلاعات کسب می‌کند.

عصب‌شناس دیگری به نام ارنست پوپل معتقد است تمام این فریم‌های مجزایی که از حواس می‌آیند، ‌در جریان پردازشی بالاتری دسته‌بندی می‌شوند که وی آن‌ها را بلوک‌های سازنده هشیاری می‌خواند و ادراک ما از زمان بر پایه آن‌ها قرار می‌گیرد. به گفته وی اگر دو رویداد در یک بلوک سازنده هشیاری قرار بگیرند،‌ آن دو رویداد را همزمان ادراک می‌کنیم و اگر رویدادها در بلوک‌های متوالی قرار بگیرند آن‌ها را به دنبال هم ادراک می‌کنیم. یک فاصله زمانی 30 تا 50 میلی‌ثانیه‌ای لازم است تا این اطلاعات تقسیم‌شده در سیستم عصبی، همگی یکجا جمع شوند،‌ به همین دلیل ادراک نمی‌تواند پیوسته باشد.

بخش‌های زمانی

فهم ادراک زمان برای برخی بیماری‌ها از جمله اسکیزوفرنیا، که به نظر می‌رسد ناشی از ناتوانی در نظم‌دهی به اطلاعات قسمت‌های مختلف مغز است، کمک می‌کند.

اما مسئله فقط پیوستگی یا گسستگی ادارک نیست. سرعت گذشت زمان در موقعیت‌های مختلف هم معمای مهمی برای عصب‌شناسان است. دو توضیح متفاوت وجود دارد که بیان می‌دارد این پدیده می‌تواند ناشی از حافظه باشد یا این که عملکرد مغز تحت استرس تقویت می‌شود و باعث می‌شود رویدادهای بیرونی کندتر از حالت عادی به نظر برسند. برای آزمودن این مسئله،‌ ایگلمن آزمایشی ترتیب داد که روی یک ال.ای.دی مچی، دو عدد معکوس یکدیگر‌ با فاصله 20 ثانیه پدیدار می‌شدند. اگر تحت استرس،‌ ساعت مغز کندتر کار می‌کرد، این دو عدد تشخیص داده می‌شدند‌ وگرنه 20 ثانیه برای تشخیص مجزای اعداد، زمان بسیار کمی است. اما نتایج نشان داد که وقتی فرد به درون تور نجات سقوط می‌کرد،‌ چنان که انتظار می‌رفت زمان افتادنش را بیشتر از واقع تخمین می‌زد، ‌ولی دو عدد روی ال.ای.دی را ندیده بود. یعنی ادراک آن‌ها از زمان در واقعیت تغییر نکرده بود.

بنابراین ایگلمن پیشنهاد می‌کند که طولانی شدن زمان در ترس و هیجان،‌ یک حقه حافظه است. در این شرایط نورون‌های بیشتری درگیر می‌شوند و حواس با جزییات بیشتری،‌ رویداد را ثبت می‌نمایند. وقتی آن رویداد را مرور می‌کنیم،‌ جزییات زیادی در ذهنمان هست که انتظار داریم برای ثبت آن‌ها زمان زیادی صرف شده باشد،‌ به همین دلیل خیال می‌کنیم که زمان طولانی‌تری گذشته است.

با این که تئوری ایگلمن بسیاری از خطاهای حسی از این دست را توضیح می‌دهد، ‌اما اثبات نمی‌کند که در موقعیت‌های خاصی ساعت درونی مغز در حقیقت کندتر یا تندتر کار نمی‌کند.

مثال فردی با نام ب.و را در نظر می‌گیریم که روزی سوار اتومبیل خود احساس کرد که درختان دو طرف جاده با شتابی حرکت می‌کنند که انگار با سرعت 300 کیلومتر بر ساعت می‌راند، ‌سرعت را کم کرد اما تفاوتی ندید و وحشت‌زده اتومبیل را متوقف کرد. اما ماجرا چه بود؟ وی شروع کرده بود به آهسته حرف زدن و راه رفتن و وقتی پزشکش از او خواست 60 ثانیه را بشمارد این کار را در 280 ثانیه انجام داد و در نهایت مشخص شد وی توموری در قشر پیشانی مغزش دارد. چنین پدیده‌ای و حتی برعکس آن یعنی دیدن دنیا به صورت آهسته،‌ در افرادی با چنین آسیب مغزی نادر نیست.

سرعت بخشیدن به مغز

جان وردن، روان‌شناس تجربی دانشگاه کیل بریتانیا،‌ در آزمایشی به افراد 10 ثانیه نور یا صدای کوتاه‌مدت(حدود 5 ثانیه ) ارائه می‌کرد و از آن‌ها می‌خواست که طول آن را تخمین بزنند. وقتی قبل از ارائه محرک در سکوت بودند، ‌اغلب زمان آن را 10 ثانیه طولانی‌تر ادراک کرده بودند. اما این نتیجه هم می‌تواند ناشی از حافظه باشد.

دانشجوی سابق وردن، لوک جونز در دانشگاه منچستر تصمیم گرفت میزان پردازش ذهنی افراد شرکت‌کننده در این آزمایش را در طول اجرا ارزیابی کند. وی بررسی کرد که این افراد پس از مواجهه با محرک با چه سرعتی این سه تکلیف را انجام می‌دادند: محاسبات پایه، به خاطرسپاری کلمات یا فشار دادن یک کلید خاص روی صفحه‌کلید رایانه.

نتایج نشان داد که بعد از مواجهه با محرک‌ها عملکرد افراد در هر سه تکلیف 10 تا 20 ثانیه ارتقا یافته بود، انگار که نورون‌ها مجبور شده بودند سریع‌تر پیام خود را ارسال کنند. وردن می‌گوید: «پردازش اطلاعات مغزی در زمان ذهنی اتفاق می‌افتد،‌ به نظر می‌رسد که اگر این زمان ذهنی را تسریع کنید، زمان بیشتری برای پردازش دارید».

یک تغییر 10 درصدی می‌تواند در زندگی واقعی تغییرات بزرگی ایجاد کند،‌ گوش کردن به چنین محرک‌هایی با گوشی، ‌می‌تواند سرعت عکس‌العمل توپ‌زن‌های کریکت یا بیس‌بال را افزایش دهد. البته احتمالا این روش را در ورزش ممنوع می‌کنند، ‌اما گروه‌های دیگری مانند دانش‌آموزان می‌توانند از این طریق کار بیشتری را در زمان کم‌تری انجام دهند.

اما ایگلمن نگران این است که اثر این محرک‌ها تنها چیزی شبیه به اثر یک فنجان قهوه باشد،‌ چیزی مثل اثر موزارت که هیچ ارتباطی با ادراک زمان نداشته باشد. اثر موزارت به تاثیر برانگیختگی ناشی از گوش دادن به موسیقی کلاسیک بر عملکرد دانش‌آموزان در امتحان گفته می‌شد که یافته‌های بعدی نشان دادند تقریبا هر محرک صوتی بیرونی مثل صدای ترافیک یا سخنرانی چنین برانگیختگی را ایجاد می‌کند.

اما وردن شک دارد که مشاهداتش تنها حاکی از برانگیختگی باشند؛ نویز سفید چنین تاثیری ندارد. به علاوه مطالعات آن‌ها تغییری در ضربان قلب، ‌رسانایی پوست و تنش ماهیچه‌ای که اغلب در حالت برانگیختگی دیده می‌شود، نشان نداد. اما در غیر این صورت محرک‌های صوتی چه‌طور روی سرعت پردازش اطلاعات و زمان تاثیر می‌گذارد؟ طبق یافته‌های عصب‌شناسی به نام ادوارد لارج، صداهای ریتمیک امواج گامای مغزی را به دنبال دارند. ممکن است این صداها انواع دیگری از امواج مغزی را هم به راه بیاندازند،‌ شاید امواجی که با فریم‌های مجزا در ادراک‌هایمان در ارتباطند.

به اعتقاد ون‌رولن و جونز، شاید جواب این است که وقتی نوسان‌های سریع‌تری دارید، فریم‌های بیشتری در ثانیه خواهید داشت،‌ بنابراین می‌توانید در تکلیف‌های خاص شناختی بهتر عمل کنید و وجود فریم‌های بیشتر،‌ باعث می‌شود که زمان طولانی‌تر به نظر بیاید. اگر این فرضیه درست باشد،‌ محرک‌های صوتی ریتمیک طیف فریم‌برداری مغز را از نو تنظیم می‌کند. امکان فریبنده‌ای به نظر می‌رسد،‌ در زندگی امروز چه کسی از داشتن زمان بیشتر بدش می‌آید؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۰۷ساعت 15:2  توسط محمدابراهیم شفیعی ثابت  | 

مطالب جدیدتر